دكتر محمد مهدي گرجيان

68

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

منتقل مى شود ، ولى اين صفات وسجايا آن ثبات واستحكامى را كه در مشخصات نوعي موجود است واجد نيستند وبا عوامل تربيتى واخلاقى ، قابل تغيير وتبديل وكاهش وافزايش اند . به علاوة ما حسا ووجدانا اثر تربيت را در افراد وأمم ، مشاهده مى كنيم . امروز مهمترين چيزى كه نظر علماى اجتماع را جلب كرده ، تجهيزات تربيتى واخلاقى ملل وأقوام است . امر بين الامرين از ديدگاه فلسفي ، كلامي واخلاقى با بحثهايى كه گذشت ، اثبات شد كه ( جبر واختيار ) از جنبه فلسفي ، كلامي واخلاقى ، نظر صحيح آن همان نظريه امر بين امرين است ، زيرا افعال صادره از انسان از ديدگاه فلسفي در عين اينكه از نظري ، امكان شدن وامكان نشدن دارد ، از نظر ديگرى آنچه شدني است ، شدني است وآنچه نشدنى است ، نشدنى است . يعنى نه ضرورت به طور مطلق حكم فرماست ونه امكان ، بلكه امرى است بين امرين واز نظري ضرورت ووجوب حكم فرماست واز نظر ديگر امكان ، وهنگامى كه از جنبه كلامي ، اين مسألة را مورد مطالعه قرار مى دهيم ، مى بينيم : نه اين است كه افعال انسان صرفا مستند به اراده ذات بارى است وانسان منعزل است از تأثير ونه اين است كه صرفا مستند به خود انسان است ، بلكه رابطه فعل با انسان است ، لكن مستند به اراده ذات بارى نيز هست ، منتها در طول يكديگر ( نه در عرض وبه طور شركت ) . هنگامى كه از جنبه اخلاقى ، مطالعه مى كنيم ، باز مى بينيم نه اين است كه سرشتهاى موروثى ثابت وغير قابل تغيير باشد ونه اين است كه موضوع سرشت وطينت واخلاق موروثى ، به كلى دروغ باشد ، بلكه امرى است بين امرين ، يعنى در